تبليغاتX
کافه خط خطی

از آن روزی که رفتی

شمعدانی واژ ه هایم را گذاشته ام

کنار همان پنجره قرار های قدیمی مان

.

غکس از... .

+ |

ترجیح می دهم

به قیمت سکه دلار مسکن ...

فکر نکنم

ترجیح می دهم

به روزمره گی به مسافرت به افسردگی ماهیانه هفتگی روزانه

فکر نکنم

ترجیح می دهم به آخرین برگ پائیزی که افتاد

و ما در غم از دست دادنش به زمستان نشاند

فکر نکنم.

ترجیح می دهم

تمام امروزم را

به ساعت بند چرمی مردانه زن جوان راننده مسافرکشی فکرکنم

که رد جای فرورفتگی حلقه نشانش در یکی مانده به آخرین انگشت دست چپش

تمام مرا  در اندوهی فرو برد.


نور-چمستان

+ |

برای التزام به آرمانهای سه نقطه ایی همیشه مدام

برای آنچه که برای ما مصلحت است از نگفتن

تا مردن

برای آنها دوام ...

برای این حنجره که این چنین در بغض سکوت جا خوش کرده است

برای ضبحش نیازی به دانستن قبله نیست

ما به خودکشی واژه ها عادت کردیم.

+ |

من اینجا هستم

با زبانی که به لکنت عادت کرده است... .

+ |

سر به سر زندگی گذاشته ام

می دانم کار خبطی است

 مقداری ذاتن مازوخیسم ام

بارها به خودم هشدار دادم

ولی در نباید ها لذتی هست

که تنت را قلقلک می دهد

در  نباید ها

می توان دهنت را باز کنی

هر چه پرت و پلا بلد هستی

به هر کس که دوست داری نثار کنی

روزهایی که دیوانگی ام بر وجدان و عقلم فائق می آیند

روزهایه خوبیند

ویرانی ام آباد... .



+ |